دیروز با بابایی رفتیم پارک برات بستنی خریدیم و توی پارک کلی خوش گذرونی کردی ، خاله آزاده هم همراهمون بود
درسته که هنوز بدنیا نیومدی ولی در کنار ما که هستی ،
دلــــ♥ـــــبنــد کوچولــوی ما
درسته که هنوز بدنیا نیومدی ولی در کنار ما که هستی ،
دلــــ♥ـــــبنــد کوچولــوی ما
ولی چشمت روز بد نبینه که دو ساعت بعد طوفانی به پا شد در حد قیامت سیلی از باد و بارون ، درختها بودن که کنده میشدن خلاصه که طوفان شدید و وحشتناکی بود ، به ما که شکر خدا چیزی نشد چون خونه بودیم ولی برق هامون قطع شدن و فکر کنم دو ساعتی برق نداشتیم.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر